شعر دکتر آرمان راکیان
10 مهر 1399
برای استاد غفور اسکندری سخندری
احیاگر خط تعلیق؛
مهربان مردا که تعلیق از تو احیا گشته است
از وجودت مهر افروزی هویدا گشته است
خامه ات چون آذرخشی زد میان آسمان
دور دیوانی و تعلیق و چلیپا گشته است
از نگارستان چین آمد ندای آفرین
تا ز قوم بختیاری نامه ات وا گشته است
نوح کشتی بان این زیبا نویسی آغفور
افتخاری آفرید و شور و غوغا گشته است
اختیار و تاج و واله با تمام منشیان
سرفراز از نام تعلیقی که طغرا گشته است
از خراسان و سپاهان تا به ایذج بانگ نی
آسمان را پر نمود و روح افزا گشته است
نسخ و تعلیق و چلیپا را هنر آبشخور است
وز هنر این چوبک خشکیده بر پا گشته است
آرمان اهل هنر تاج سرند و بی گمان
هر که با آنان ستیزد خوار و رسوا گشته است