خط 
کوتاه به بهانه ی رونمایی کتاب دوست هنرمند م جناب غفور اسکندری 

خط به مفهوم لغت یعنی با قلم نوشتن .و با کتابت و تحریر و رقم یک معنا دارد .
در این صنعت نوشتن صورت ها و شکل های حروف در حال انفرادی و چگونگی ترکیب آن ها در تشکیل جمله ها وسطرها دلالت بر نیت درونی انسان می کند و از خصیصه های انسانی است که از قوه بفعل می رسد. 
محمد آملی می گوید :علم خط عبارتست از معرفت تصویر الفاظ بحروف هجا وکیفیت ترکیب واحوالی که به اعتبار کتابت بر آن طاری شود.واین صناعتی است معتبر وفضیلتی جان پرور است .(طاری یعنی ناگاه در آینده ،ناگاه روی آورنده) .  داخل پرانتز را من اضافه کردم .  ''  نفایس الفنون به تاریخ ۷۳۵ تا ۷۴۲

تعریف خاص خوشنویسی این است که : خوشنویسی ملکه ای است که تحت قواعد ویژه ای حرکت انگشتان را با قلم آشنا و توانمند می گرداند .
هنر و اخلاق در ادبیات همیشه در کنار هم هستند 
ودر این میان هنر وخط از دیدگاه اسدی طوسی چنین است 
بفرهنگ پرور چو دادی پسر
نخستین نویسنده کن از هنر 

و حضرت مولوی در مثنوی می فرماید :

مور کی برکاغذی دید او قلم
گفت با موری دگر این راز هم
که عجایب نقشها آن کلک کرد
همچو ریحان وچوسوسن زارو 
ورد

و شیخ اجل فرمایند :

کلید خرد را هنر شد علم 
کلید هنرچیست نوک قلم
قلم نقشبند است و چهره گشای 
قلم  بر دو نوع آفریده  خدای
یکی ازنبات آمده دلپذیر 
نی قند گشته ز بهر دبیر 

در مورد هنر بزرگان ادب بسیار گفته اند و در این حوصله نیست تنها به بیتی از فردوسی جانان توجه کنیم که می فرمایند :

بزرگی وخردی نیاید بکار
هنرمند  باید  تن  شهریار 

کلمه ی هنر یک واژه ی کهن اوستایی است و در زبان فارسی از پیشوند (هو ) به معنی خوب و واژه ی (نر) به معنی مردانگی و توانایی ترکیب یافته و هونر به معنی ,,خوب  توانایی یا ,,به توانی ,, بکار رفته است و قدمت این واژه در ادبیات ما به بیش از هزار سال میرسد .

ابن خلدون هم در مقدمه کتابش می گوید: در هر شهری زیبایی وخوبی خط وابسته به میزان عمران واجتماع مردم آن وکوشش آنان در راه رسیدن به مرحله ی کمال وترقی است زیرا خط در شمار صنایع است .

حسن خط چشم را کند روشن
قبح  خط دیده  را  کند گلخن 

در نوروز نامه آمده است:

سه چیز نیکو باید تا خط نیک آید 
یکی قلم ، دوم مداد  سوم کاغذ

که پیداست مداد همان مرکب یا جوهر است. 


اسدالله اسدی

۱۳۹۹